السيد موسى الشبيري الزنجاني

7184

كتاب النكاح ( فارسى )

حسين غلط است . اين روايت مىگويد كه زوجه بايد بينه بياورد حال اگر مهر ساقط باشد كه احتياج به بينه ندارد پس معلوم مىشود كه به نفس دخول ساقط نمىشود . روايت 18 كه از دعائم است هم مىگويد با بينه اثبات مىشود منتها اگر بينه نداشت قول مرد مقدم است ، اينها شاهد است كه دخول اسقاط نمىكند . روايت 19 صحيحه عبد الرحمن بن حجاج و 20 هم كه روايت احتجاج است در بحث بعد مىخوانيم . روايت 21 « زيد بن على عن آبائه عن على عليه السلام ان امرأة أتته برجل قد تزوجها و دخل بها و سمى لها مهراً و سمى لمهرها اجلًا فقال له على عليه السلام لا اجل لك فى مهرها اذا دخلت بها فأداليها حقها » . پس بعد از دخول ساقط نشده ، حالا در اينكه چطور با اينكه اجل تعيين شده حضرت حال فرض كرده‌اند ، دو احتمال هست ، يكى اينكه اجل رسيده بوده و حضرت مىفرمايند كه اگر دخول شده باشد بايد بپردازى و دوم اينكه اطمينانى به او نبوده و حضرت حكم كرده‌اند كه زودتر بپردازد . اين قضية فى واقعه است ولى براى اين مطلب كه با دخول سقوط پيدا نمىكند ، خوب است . در باب 16 حديث 3 « غياث بن ابراهيم فى الرجل يتزوج بعاجل و آجل قال الاجل الى موت او فرقة » شايد مراد از آجل اين است كه مقدار اجل هم تعيين نشده باشد ، پس اين روايت كه بين عاجل و آجل تفضيل داده ، آن قول را كه مىگويد با دخول همه مهر ساقط مىشود ، نفى مىكند . در باب 17 « وجوب المهر بالدخول » روايات زيادى هست كه بعداً مىخوانيم . باب 20 « ابى بصير قال قلت لأبي عبد الله عليه السلام : الرجل يتزوج المرأة فيرفى عليه و عليها الستر و يخلق الباب ثم يطلقها فتسئل المرأة هل اتاك فتقول ما اتانى و يسئل هو هل أتيتها فيقول لم آتها فقال لا يصدق‌ان و ذلك انها تريد أن تدفع العدة عن نفسها و يريد هو ان يدفع المهر عن نفسه » از اين روايت هم استفاده مىشود كه اگر دخول شده باشد ، عده هست و مهر هم بعد از دخول بايد بپردازد و مهر ساقط نيست ، اينها را اماره براى دخول گرفته ، پس معلوم مىشود كه دخول مثبت مهر